سلسلهٴ دوم: گياهان
6. گياهنامه. جداكردن گياهنامهها از واژهنامههاي گياهي بسيار دشوار است. گياهنامههاي سدههاي ميانه، در بهترين حالت از لحاظ محتوا و منظور بيشتر جنبهٴ لغوي و پزشكي داشتند تاگياهشناسي. به جاي شناسايي يك گياه از جنبهٴ گياهشناسي به جنبهٴ لغوي محض توجه ميشد.
ظاهراً، گياهنامهنويس فكر ميكرد هرچه نامهاي بيشتري از زبانهاي مختلف براي يك گياه به دست بدهد آن گياه بهتر شناخته خواهد شد! مهمترين گياهنامهٴ اين عصر (خارج از چين)
پاندكتا تأليف ماتيوس سيلواتيكوس در حدود 1317 بود. اين يك فرهنگ مفردات (ادويهٴ مفرده) است، بيشتر شامل گياهان و مانند بقيه در وهلهٴ اول جنبهٴ لغوي و پزشكي دارد، گرچه موٴلف ــ همچنانكه خواهيم ديد ــ گياهشناسي خلاق بود. سيلواتيكوس در سالرنو برآمد و كتابش ثابت ميكند كه مكتب سالرنو در آن زمان هنوز نيرومند بوده، هرچند روزگار زرينش مدتها پيش سپريشده بود.
احتمال دارد تجزيه و تحليل نظاممند فهرستهاي نسخههاي خطي، گياهنامههاي بيشتري را به ما بشناساند، كه برخي مصورند و برخي ديگر گياهان را برشمرده و خواص و فوايدشان را ذكر كردهاند. براي يك نمونهٴ انگليسي بهتر است شعري را ذكر كنم كه در خواص داروهاي گياهي است و با اين مصراع آغاز ميشود ((بهنام خدا، بهترين چارهساز)).
براي نامهاي فرانسوي گياهان مجموعهٴ هاميلتون 407 را ببينيد (مربوط به اندكي پيش از سال 1328)، كه در زير، در بخش مربوط به تصويرگري از گياهان از آن سخن خواهيم گفت.
و اما، همچنان كه در اروپا سيرميكنيم، بهتر است به نمونهاي لهستاني اشاره كنيم. يك نسخهٴ خطي لهستاني درموزهٴ بريتانيا1 حاوي مجموعهاي از متنهاي نوشتهشده در سدههاي سيزدهم و چهاردهم است، كه بخشي از آن در راتيبور، سيلزيا، در سال 1334 نوشته شده است. يكي ازاين متنها اعمال طبي روجروي سالرنويي است (دوازدهم ـ 2) كه در حاشيهٴ آن واژههاي گياهي به لهستاني نوشته شده است. هدف از واژهنامه، مشخص كردن گياهاني بوده كه نامشان به زبان لاتيني ذكر شده بود و همچنين ذكرنام بومي آنها. اين يكي از قديمترين متنهاي گياهشناسي به زبان لهستاني است (اگر قديمتر از همه نباشد).
با گام نهادن به جهان يوناني به چند فهرست گياهان برميخوريم، مثلاً آنچه مارگارت تامسُن در بررسي نسخههاي خطي گياهي ناشناس موجود در پاريس برشمرده2 (شمارههاي 16، 19، 24، 25، 31 ـ 34)، برخي از آنها حاوي كاربردهاي پزشكي، يا معادلهاي لاتيني نامهاست